#736beb #f08975 پیش بینی های قرآن :: دانشنامه http://poll.fm/5q8y7-fi

دانشنامه

دانشنامه
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان

پیش بینی های قرآن

پیش بینی شناخته شدن آیات قرآن در آینده

«آیات خـود را در دوردست هـا و در درون خـودشان به آنها نشان خواهیم داد تا جائـیـکـه بـرای آنـهـا روشن شود که این قرآن حق است».

آیه پیش بینی می کند که انـسـان بـه شـنـاخـت پـدیـده هـا در دوردسـت ها و در درون خود خواهد رسید. شناختی که بدست خواهد آورد نیز درستی حرفهای قرآن را ثابت خواهد کرد.

در عـصـر مـا انسان بـا تلـسکوپ و میکروسکوپ و انواع امکانات پیچیده دیگر خیلی از پدیده های دور دست فضای دور و نزدیک و هـمـیـنـطـور در درون خودش را شناخته است. آن شناختها نیز چنانکه دیدیم بنوبه خـود درسـتی آیات قـرآن را تأیید نموده است.

انعام 105: « وَکَذَلِکَ نُصَرِّفُ الْآیَاتِ وَلِیَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِـنُـبَـیّـِنـَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ».

« و به این شکل آیات را روشن می کنیم. بگذار بگویند که تو آنها را خوانده ای. ما آن را (قرآن را) برای کسانی که می دانند (دانش دارند) نشان خواهیم داد».

آیه پیش بینی می کند که در آینده کسانی خواهند آمد که دانش خواهند داشت و قرآن را به آنها نشان خواهد داد. و این چیزی است که فعلاً اتفاق افتاده است.


آسیب رساندن به گوش دامها و تغییر در خلق

« و به آنها امر می کنم که گوشهای دامها را آسیب برسانند، و به آنها امر می کنم که در خلق خدا دگرگونیهائی ایجاد کنند».

نکات آیه:

1ـــ به گوش دامها آسیب رسانده خواهد شد:

جملات مزبور نقـل قول از حرفهای شیطان است. چنانکه در تصویر می بینیم و در جهان واقع نیز کم و بیش دیده ایم،  شماره یا مشخصات دامها را در نوشته ای به گوش آنها منگـنه می کنند. در حالیکه می توان آنرا در گردن آنها نیز آویزان کرد.

 

2ـــ ایجاد تغییرات در خلق:

در قـرآن دو مـقـوله «تـبـدیـل» و «تـغـیـیـر» هـسـت. «تغـییر» به معنی: ایجاد دگرگونیهائی در شئ، و «تبدیل» به معنی: عوض کردن کلی شئ (یعنی: عـوض نمودن ماهـیت و هـویت آن) است. قــرآن «تبدیل» پـدیـده ها را خارج از توان انسان دانسته (لا تبدیل لخلق الله) و تاکنون نیز کسی موفـق به تغییر "هـویت و ماهـیـت" چیزی نـشـده، ولی ایـجـاد «تـغـیـیـر» را پیش گوئی کرده است. و این چیزی است که در عصر ما فعلاً انسان به آن نقطه رسیده و دست به چنین کاری می زند. مثلا کسانی هستند که نمودهـای مردانگی خود را برمی دارند و نمودهای زنانگی می دهند و همینطور برعکس.

ضمن اینکه هر دو پیش بینی قرآن درست درآمده ترتیب آنها نیز همانطور که آنرا گفته اتفاق افـتاده است. یعنی ابتدا گوش دامها را منگنه کردند و بعد افراد را دستکاری کردند. البته احتمال این نیز هست که منظور آیه این باشد که انسان گوش دامها را خواهد برید و برای ایجاد تغییرات در افراد از آن استفاده خواهد کرد.

 

پیش بینی عدم توان انسان در ساخت پشه و پس گرفتن سالم غذائی که آنرا خورده

« ای مردم! مثالی زده می شود به آن گوش کنید: کسانیکه شما آنها را بجای خدا می خوانید "پشه ای را هم نمی توانند بیافرینند اگر چه برای ساخت آن همدست شوند". و اگر پشه چیزی از آنها برباید نیز نمی توانند آنرا از آن سالم پس بگیرند. هم آنکه می خواهد چنین کاری بکند و هم آنچه میخواهد بدست بیاید هیچکدام نتیجه ای نخواهد داد».

یکی از نکات آیه اینست که کسی نمی تواند پشه ای درست کند و این پیش بینی تا امروز که درست درآمده و کسی نتوانسته پشه ای درست کند.

نکته دیگر در آیه اینست که چیزیکه پشه برباید نمی توان سالم از آن پس گرفت. پشه پیش از اینکه غذا را وارد بدن خود کند با ماده تجزیه کننده و هضم کننده آنرا تجزیه و هضم میکند و بعد آنرا با مکیدن وارد بدن خود می کند. تا حالا کسی نتوانسته غذائی که پشه آنرا تجزیه کرده و مکیده را از آن پس بگیرد و به همان ترکیبات قبلی خود برگرداند.

 

بدن فرعون

« و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد گفت: ایمان آوردم به اینکه خدائی غیر از خدائیکه بنی اسرائیل (فرزندان یعقوب) به او ایمان اوردند وجود ندارد و همیشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حالیکه تا پیش از این از سپردن بنی اسرائیل سرباز زدی و همیشه نیز مفسد بودی ـــ امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند».

واژه فرعون در لغت بمعنی: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروایان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمنی و تلویحی بوده به ساختمانهای بلند بالا و باشکوه آنها. تصویری که میبینیم تصویرهمان فرعونی است که در زمان موسی بوده و از سپردن بنی اسرائیل به موسی سرپیچی کرده و موسی و همراهانش را تعقیب کرده و در دریا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقیمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و مومیائی میکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانیان است. چیزی که 1400 سال پیش قرآن آن را پیش بینی کرده است.

پیش بینی روشن شدن یگانگی در هستی

« خدا روشن کرده که خدائی غیر از او وجود ندارد. قوانین هستی و دانشمندان نیز همین را روشن خواهند کرد. او هستی را به قسط اداره می کند. خدائی غیر از او  وجود ندارد. او قدرتمند است ولی پدیده ها را با حکمت اداره می کند».

(واژه «مَـلائِـکِـه» جمع مَـلـَکْ است (از مصادر مَـلـْکْ ـ اَلـَکْ و لَـئْک) به مـعـنی: پـیـام رساننده، واسط، کسی یا چیزیکه بنمایندگی از کسی کاری را انجام می دهد، گمارده، و مـفـاهـیـمـی از این قـبـیل. در قـرآن از جـمله به قـوانین طبیعت (مانند نیروی جاذبه) و نـیـروهـا و مـوجوداتی که از طرف خداوند مأموریت می گیرند اطلاق می شـود. در آیه به معنی: قوانین حاکم بر پدیده ها بکار گرفته شده است).

در گذشته و در دوران محمد برخی بر این باور بوده اند که خدایان متعددی وجود دارد و هر خدائی چیزی را آفریده و اداره می کند. آیه می گوید که:  قانونمندیهای هستی و دانشمندان روشن خواهند کرد که یک خدا بیشتر وجود ندارد.

امروزه قوانین فیزیکی حاکم بر پدیده های هستی و دانشمندانی که در این زمینه کار می کنند روشن کرده اند و گواهی می دهند که هستی از یک نقطه آغاز شده و در نهایت نیز به یک نقطه برخواهد گشت، و یک واحد یک پارچه است و قوانین مشترکی بر آن حاکم است، و پدیده های هستی از عناصر مشترکی ساخته شده اند.  و به این شکل یگانگی در هستی را روشن کرده اند و گواهی داده اند.

فوت نمودن و کشته شدن محمد

«محمد چیزی بیش از یک فرستاده همچون فـرستاده های پیش از خود نیست. بنابر این در صورت مردن یا کشته شدن او، آیا بلافاصله می خواهید به گذشته خود برگردید»؟

حرف «اَوْ» در آیه بـرای اباحت است (اباحت یعنی: درست و روا بودن. این حرف ماقـبـل و مابعد خود را یکـی و یکسان می شمارد. یعنی: گفـتن یا انجام دادن هر یک از طرفـیـن آن هـر دو درست یا یکسان است. مانند: جالِسِ الکاتِب اَوِ الشاعر = با نویسنده یا شاعر بنشین! یعنی همنشینی با هر یک از آنها یکسان است و فـرقی نمی کند).

آمـدن حرف «اَو» در آیه بـه ایـن معـنی است که چه گـفــته شـود: محـمـد در آیـنده " فـوت خواهد کرد" و چه گفـته شود وی "کشته خواهد شد" هر دو درست است.

محمد نیز در واقع هـم کشـته شـد و هم فـوت کرد. به این ترتیب که در اثر جویدن و چشیدن غذای مسموم، نیمی از سلامتی خود را از دست داد و مـدت دو سـالی که پس از آن غذای مـسـموم در قـیـد حـیـات بـود از اثر آن سم رنج می برد. و وفـات وی در واقع پنجاه درصد از اثر سـم بـود و پـنـجـاه درصد طـبـیعی (یعنی مربوط  به سن و سال وی بود). و به این ترتیب مـحمـد هـم فـوت کـرد و هـم کـشـته شد. این آیه سالـیـان سـال پـیـش از مسـموم شدن وی و در نبردهای اولیه وی نازل شده است.

پیش بینی سرنوشت ابو لهب و همسر وی

« قدرت ابو لهب و خود وی هر دو زیانمندانه و در ورشکستگی خواهند مرد ــ نه دارائیها و نه فعالیتهای وی هیچکدام بدرد او نخواهند خورد ــ به آتش شعله وری در خواهد افتاد ـــ و همسر وی نیز گردآورنده هیزم خواهد بود ـــ در گردن وی ریسمان لیفی انداخته خواهد شد».

ابو لهب عموی پیامبر بـوده است. وی آدمی ثروتمند، با نـفـوذ، باهـوش، فـعـال اجـتـماعـی، و از دشـمـنـان محمد بوده است. این آیات  سرنوشت وی و همسر وی را تعـیین کرده اند. در ایـن آیات هـمـه اسـلام در گرو یک جـمـلـه یا یـک چرخش از طـرف یـک دشمن خونین قـرار داده شده است.

اگر ابو لهب یا زن وی هر کدام در یک جمله گفـته بودند:«ایمان آوردم». یا جملاتی مشابه آن، چه به دروغ، چه به شوخی و یا  چه به ریا، در آنصورت همه چیز می سوخت. چرا ابـو لـهب یا زن وی به جای ایـنکـه آن هـمـه زحـمـت مـبـارزه با محمد بخود بدهـنـد در یک جمله نگفـتند: ما ایمان آوردیم!

روشن است که کسی که جملات مزبور در مورد سرنوشت ابو لهـب و زن وی گفـتـه، می دانسته که هیچیک از این افراد هرگز نخواهد گفت: «ایمان آوردم». و این تـنـهـا خـداسـت که می تواند یک دینی را در گرو یک جمله از طرف یک چنین افـرادی بگذارد. و محمد هیچگاه نمی تواند بفهمد که آیا این افراد عوض خواهند شد یا نه. چنانکه خیلی هـا بودند که در ابتدا با محمد می جنگیدند ولی بعدها از پیروان وی شدند.

پیش بینی آینده اسلام

«می خواهند با فوت کردنهای خود نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا نور خود را کامل خواهد کرد هر چند افراد حق ستیز آنرا خوش نداشته باشند».

پیش از اینکه اسلام پیروز بشود و در جامعه مستقر بشود، آیه پیش بینی می کند که خدا نور خود (که منظور از آن قرآن و اسلام است) را کامل خواهد کرد. اگر محمد اسلام را از خود درآورده می بود، اینقدر می فهمید که احتمال می داشت فردا پس فردا فوت کند یا کشته بشود، یا اصلاً تا آخر عمر موفق نشود که اسلام را در جامعه مستقر کند، در آنصورت برای هواداران وی روشن می شد که اگر قرآن حرف خدا می بود، خدا می بایست می دانست که اسلام بالاخره کامل خواهد شد یا نه. روشن است که گفته های اینچنینی فقط می تواند گفته خدا باشد.

پیش بینی برگشتن محمد به مکه

« آن که قرآن به تو داد ترا به مکه باز خواهد گردانید».

(مُعاد در اصل مَـعْـوَد بر وزن مَـفـْعـَل اسم زمان و مکان است بمعنی: زمان و مکان برگشت. و در معنی دوم خود از جمله به "روز رستاخیز اطلاق شده (به اعتبار اینکه زمان و مکان برگشتن به زندگی است)"، و به زادگاه اطلاق می شود (به اعتبار اینکه انسان هر جا برود نهایتاً به آن برمی گردد). و در آیه به مکه اطلاق شده که زادگاه محمد بوده است).

محمد به دلایلی که می دانیم مجبور شده بود که مکه را ترک کند. آیه به وی وعده می دهد که وی به مکه باز خواهد گردید. همه قرآن و اسلام در گرو این آیه گذاشته شده بوده است. اگر محمد پیش از برگشتن به مکه فوت می کرد و یا هیچگاه پیروز نمی شد و نمی توانست وارد مکه بشود، در آنصورت همه دین وی می سوخت. چون برای پیروان وی روشن می شد که اگر این قرآن حرف خدا می بود، خدا منطقاً می بایست می دانست که محمد به مکه برمی گردد یا نه.

و روشن است که کسیکه یک دینی درست می کند، اینقدر می فهمد که شاید فردا پس فردا فوت کند و هیچگاه به مکه برنگردد، و دروغ بودنِ وحی بودنِ قرآن برای مردم روشن می شود.

روشن است که این آیه حرف کسی غیر از خدا نمی تواند باشد.

پیش بینی نوع برخورد مخالفین قرآن با قرآن

«این خداست که قرآن را بر تو نازل نمود. برخی از آیات آن محکم هستند که آنها اصل این کتاب می باشند و بقیه متشابه. و امّا افرادی که مسائلی در دل دارند همیشه به متشابهات آن استناد می کنند، که برخی از موضع مسئله سازی این کار را می کنند و برخی نیز از موضع ارتباط دادن آیات به مسائل مربوط به آنها! در حالیکه ارتباط  آیات با مسائل فقط خدا می داند و اندیشمندانی می دانند که می گویند: ما به تمامیت آن ایمان داریم، محکم و متشابه آن همه حرف خداست».

(در رابطه با موضوع محکم و متشابه در مقدمه صحبت شده است).

آیه پیش بینی می کند که کسانیکه مسائلی در دل دارند (یعنی مثلاً قرآن با منافع آنها نمی خواند یا آنرا سدی در راه خود می بینند)، برای مسئله سازی همیشه به آیات متشابه آن (یعنی به آیاتی که موضوعیت و مناسبت خاص خود را دارد) استناد می کنند.

این پیش بینی قرآن تا امروز که درست درآمده است. کسانیکه با قرآن مشکل دارند همیشه از میان بیش از شش هزار و ششصد و شصت آیه فقط به تعداد انگشت شماری از آنها استناد می کنند، که آیات متشابه هستند، یعنی زمان و مکان و موضوعیت و مناسبت خاص خود را داشته و دارند. برای مثال مسئله زنان را در نظر می گیریم. امروزه این مسئله  از مسائل روز است. کسانی که مذهب را خوش نمی دارند فقط به چند آیه انگشت شمار قرآن در رابطه با زنان استناد می کنند که اصلاً هیچ ارتباطی به مسائل حقوقی و قضائی و انسانیِ زنان ندارد. مثلاً به آیه 59 سوره احزاب استناد می کنند که خطاب به زنان و دختران محمد و زنان ایمان داران می گوید: روی خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و از زخم زبان رنجیده نشوند. این آیه مربوط به دوران تحت فشار بودن محمد و هواداران وی بوده است (که در مقدمه صحبت آنرا کردیم)، و اساساً هیچ ارتباطی به مسئله زنان و حقوق آنها ندارد.

آیات محکم زیـادی در قـرآن هـست که به مـسـائل حـقـوقی، قـضـائی، انسانی زنان در رابطه های مختلف مربوط می شود، ولی مخالفین هیچگاه با آنها کاری ندارند و به آنها استناد نمی کنند. مثلاً آیه 35 سوره نساء یکی از آیاتی است که به مسائل حـقـوقی زنان در اختلافات خانوادگی مربوط می شود:

« وَإِنْ خِفْـتُمْ شِـقَاقَ بَیْنِهـِمَا فَابْعَثُوا حَکَمًا مِنْ أَهْـلِهِ وَحَکَمًا مِنْ أَهْـلِهَا إِنْ یُرِیدَا إِصْلاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا ...».

« و اگر ترسیدید که کار آنها (یعنی کار زن و شوهر) به جدائی بکشد، یک نفر از خانواده مرد و یک نفر از خانواده زن را به عنوان داور انتخاب کنید تا مسائل آنها را بررسی کنند. اگر هر دوی آنها (یعنی زن و شوهر) خواهان آشتی باشند خدا آنها را توفـیق می دهد».

پیش بینی بد دهنی ها علیه مسلمانان

« و از کسانیکه پیش از شما به آنها کتاب داده شد و از مشرکین بد دهنی های زیادی را خواهید شنید. اگر افراد استواری باشید و رهنمودهای دین را بکار گیرید این یکی از آن مسائل سختی خواهد بود که خواهید دید».

آیه پیش بینی می کند که مسلمانان از یهودیان، مسیحیان و ماتریالیستها بد دهنی های زیادی را خواهند شنید. امروز با وجود اینکه 1400 سال از این آیه گذشته، و در این دوران انسان خیلی پیشرفتهای چشمگیر در زمینه های مختلف داشته، و خیلی چیزها عوض شده، و همه شعار آزادی اندیشه و احترام به اندیشه و تغییر و تحول و غیره می دهند، ولی بد دهنی های این تیپ افراد چنانکه آیه پیش بینی کرده همچنان به قوت خود باقی است و این پیش بینی قرآن درست درآمده است. در کشورهائی که هر کسی می تواند هر چه خواست بگوید و هر چه خواست بنویسد، بد دهنی های این تیپ افراد خیلی زیاد است. مثلاً در کشور سوئد که رادیوهای محلی زیاد است و ماتریالیست ها برنامه دارند، وقتی از اسلام حرفی می زنند، تهمت و ناسزا و واژه های خاص فرهنگ خودشان، خیلی زیاد می گویند.

پیش بینی رفتن انسان به فضا

«شما نه در زمین و نه در فضا هیچکدام نمیتوانید اراده خدا را شکست بدهید».

معنی ضمنی و تلویحی آیه این است که انسان روزی به فضا خواهد رفت و در فضا خواهد بود، که فعلاً تحقق یافته است.

پیش بینی آلوده شدن محیط

«از کارهای مردم در دریا و خشکی فساد ایجاد خواهد شد».

در زبان عربی وقـتی بخواهـنـد اتـفـاق افـتـادن قـطـعی و محـتـوم کاری در آینده را بیان کنند از جمله از فعـل گذشته استفاده می کنند (که گوئی اتفاق افتاده است). به این خاطر این آیه مـسـئـلـه ای مربوط به آینده را با فعـل گذشته بیان نموده است.

نکته آیه: عملکردهای انسان در آینده (یعنی در زمان ما و آیندگان) در دریا و خشکی آلودگی ایجاد خواهد کرد:

این پیش بینی قـرآن فعلاً تحقـق پیدا کرده است. و آلودگی محیط چیزی است که هـمـه با آن آشـنـائی داریم.

پیش بینی سطری نوشتن

« ن و سوگند به قلم و به آنهائی که سطری می نویسند».

آیه به آنهائی که سطری می نویسند سوگند می خورد. یعنی پیش بینی می کند که چیزهائی پیدا خواهند شد که سطری خواهند نوشت و به آنها سوگند می خورد.

این پیش بینی فعلاً تحقق پیدا کرده است. یکی از آنها دستگاه کپی است. دستگاه کپی از بالا به پائین کاغذ و بصورت سطری می نویسد. یعنی همزمان یک سطر را می نویسد. اگر دستگاه را در حین کپی کردن خاموش کنیم و به نوشته آن نگاه کنیم، اگر آخرین سطری که مشغول چاپ آن بوده  کامل نشده باشد آن را به یکی از حالتهای در تصویر  می بینیم:


فعل یسطرون به معنی می نویسند نیز هست، اگر به این معنی بکار گرفته شده باشد در آنصورت آیه پیش بینی می کند که دستگاهائی پیدا خواهند شد که خواهند نوشت. و این چیزی است که فعلاً تحقق یافته است.

« هر موجود زنده ای مرگ را می چشد ... ».

در این آیه همه قرآن در گرو این آیه گذاشته شده است. اگر روزی انسان بتواند عنصری یا ژنی یا چیزی در موجودات زنده پیدا کند باعث مرگ می شوند و آن را دربیاورد و یا بکشد، و یا با متد دیگری بتواند مرگ را از سر موجود زنده دور کند و موجود زنده جاودانه بشود، در آن صورت معلوم می شد که این قرآن حرف خدا نیست و می سوخت. روشن است که کسی که دینی را از خود در می آورد و به خدا نسبت می دهد هیچگاه چنین چیزهائی را مطرح نمی کند، چون انسان هر که باشد و هر چه باشد از آینده چیزی نمی داند. بهر حال تاکنون تلاش انسان برای یافتن ژنی بنام ژن مرگ و دور کردن آن از سر انسان ناموفق بوده است.

« هنگامیکه خدا گفت: ای عیسی! براستی من فوت کننده تو و بالا برنده تو بطرف خودم و پاک کننده تو از کسانیکه بی ایمانی ورزیدند خواهم بود، و کسانیکه پیرو تو شدند را تا روز قیامت بالاتر از کسانیکه به تو ایمان نیاوردند قرار می دهـم. و در نهایت همه به طرف من برمی گردید و در مورد آنچه با هم اختلاف داشتید میان شما داوری خواهم نمود»

آیه پیش بینی می کند که پیروان حضرت مسیح تا روز قیامت بالاتر از یهودیان خواهند بود. این پیش بینی تا امروز که درست درآمده است. و فاصله میان مسیحیان و یهودیان از نظر وسعت سرزمین و جمعیت و آمد و شدهای سیاسی و اجتماعی و غیره خیلی زیاد است.

روشن است که یک فرد نمی داند آینده چه می شود و مخصوصاً وقتی یک دینی را از خود درآورده باشد هیچگاه نمی آید دین خود را در گرو چنین پیش بینی هائی بگذارد. و روشن است که آینده نگریهای اینچنینی فقط خدا می تواند بکند.

« شما (عربها) برای سفارش مردم به انجام خوبیها و پرهیز دادن از بدیها و برای ایمان آوردن به خدا بهترین امتی بودید که چنین مسئولیتی داده شدید. اگر یهودیان و مسیحیان ایمان می آوردند نیز برای خودشان بهتر می بود. کسانی در میان آنها هستند که فعلاً ایمان دارند (یعنی یهودی و مسیحی واقعی هستند) و اکثر آنها فاسق هستند ».

این آیه عربها را برای " ایمان آوردن و ایمان داشتن به خدا" و همینطور " فراخواندن مردم به نیکوکاری و پرهیز دادن آنها از بدیها"، بهترین امت می داند. این موضوع تا امروز که 1400 سال از آن می گذرد همچنان به قوت خود باقی است.

اگر دامنه گسترش اندیشه های ماتریالیستی در جهان نگاه کنیم، می بینیم که تعداد عربهای ماتریالیست نسبت جمعیتی که دارند اصلاً چیزی نیست.  همینطور در زمینه پند و اندرز دان، نصیحت کردن، تجربه را منتقل کردن، خوبی و بدیهای مسائل را به هم گفتن، به هم رهنمود دادن، از حال همدیگر پرسیدن، با هم بودن و غیره، هیچ امتی به پای عربها نمی رسد. خیلی از مسائلی که در فرهنگهای دیگر شاید توهین و تحقیر و دخالت در زندگی دیگران قلمداد بشود، در فرهنگ عربها یک کار خیر محسوب می شود، هم برای کسی که آنرا مطرح می کند و هم برای کسی که آنرا می شوند.

همینطور در سطح کشوری نیز که به عربها و دیگران نگاه کنیم نیز می بینیم که عربها مثلاً با تولید و فروش سلاح یا مواد مخدر و موارد بد دیگر نان نمی خورند.

« دشمن ترین مردم با مسلمانان را بطور قطع یهودیان و مشرکین خواهی دید، و نزدیک ترین دوستی با مسلمانان را کسانی خواهی دید که می گویند ما مسیحی هستیم. دوستی آنها به این خاطر است که در میان آنها قسیسین و رهبانان وجود دارند و اینکه آنها بزرگ منشی ندارند».

آیه بیشترین دشمنی با مسلمانان را از طرف یهودیان و مشرکین و ماده پرستان می داند و بیشترین دوستی را از طرف مسیحیان. مضمون این آیه تا به امروز که درست درآمده است.

« نه یهودیان و نه مسیحیان هیچکدام از تو خشنود نخواهند شد مگر اینکه آئین آنها را پیروی کنی!

با گذشت 1400 سال از گفته شدن این آیه و عوض شدن خیلی از چیزها، هنوز هم عدم خشنودی یهودیان و مسیحیان از مسلمان بودن مسلمانان همچنان به قوت خود باقی است. امروزه حتی در غرب که همه از آزادی و حقوق انسان و پیشرفت و تمدن و از این حرفها می گویند، وقتی یک دختر غربی مسلمان می شود و تکه پارچه ای روی سر خود می اندازد همه ناخوشنودی خود را صریحاً و یا با برخورد و نگاه خود اعلام می کنند.

« و در پایان وحی خود به بنی اسرائیل، در کتاب (در تورات) به آنها خبر دادیم که شما دو بار در زمین فساد خواهید کرد و سرکشی افسار گسیخته ای خواهید نمود».

یک مورد از فساد آنها در عصر خود ماست که آنرا می بینیم. و سرکشی آنها نیز چنانکه آیه مطرح کرده کاملاً افسار گسیخته است.

« و از کسانیکه گفتند ما مسیحی هستیم پیمان گرفتیم، ولی خیلی زود سهمی که پایبندی آنها به آن خواسته شده بود را فراموش کردند، به این خاطر "دشمنی" و "ناخوش داشتن مطلق همدیگر" را تا روز قیامت به دل آنها چسباندیم. و خدا به آنها خبر خواهد داد که چه چیزهائی را می ساختند».

(منظور از "پیمان گرفتن" از مسیحیان دادن شعائر و ضوابط به آنها است. و واژه «حَـظّ» بمعنی: سهم و بهره مندی از چیزی است که فرد برای بدست آوردن هیچ تلاشی نکرده و دوست داشتنی نیز هست. از آنجا که شریعت حضرت مسیح چیز مشکلی ندارد مثلاً اصلاً جنگ ندارد قرآن آنرا حظّ نامیده است).

در آیه دو نکته وجود دارد. یکی واژه «صُـنـع» است که مربوط به ساختهای فنی و حرفه ای و تکنیکی است (و واژه صنعت از آن درست می شود). و بیانگر اینست که مسیحیان در آینده ساختهای صنعتی خواهند داشت، و این چیزی است که فعلاً تحقق یافته و آنرا می بینیم.

نکته دیگر پیش بینی "رابطه جریانات مسیحی با همدیگر" است، که آیه پیش بینی می کند که "دشمنی" و "خشم و ناخوشداری آنها از همه چیز همدیگر" تا روز قیامت همچنان میان آنها باقی خواهد ماند. این آینده نگریِ آیه نیز تا امروز که درست درآمده است. مسیحیان جریانات زیادی شده اند و هستند که با هم دشمنی دارند و از همه چیز همدیگر خشمناک و ناخشنود هستند. (بغضاء به معنی: خشم و ناخوشداری مطلق از کسی است. یعنی هیچ چیز وی را قبول نداشتن و هیچ نکته خوب و مثبتی را در وی ندیدن و فکر آن نیز نکردن).  مثلاً جریانی بنام "شاهدان یهوه" در آنها هستند که از جمله می گویند در سیاست مطلقاً نمی بایست دخالت کرد و حکومت را می بایست به خدا واگذار نمود، و مسیحیان دیگر این جریان را مطلقاً خوش نمی دارند.

« و یهودیان گفتند که دست خدا بسته است! دستشان بسته باد! و بخاطر حرفی که زدند لعنت شدند. دستان خدا باز است و همانگونه که بخواهد انفاق می کند ــــ آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده نیز "حق ستیزی آنها و سرپیچی آنها از سفارشاتی که به آن شده اند" را هر چه بیشتر می کند ـــ "دشمنی" و "ناخوش داشتن مطلق همدیگر" را تا روز قیامت میان آنها ایجاد کردیم ـــ هرگاه آتشی برای جنگ برافروختند خدا آنرا خاموش کرد. سعی آنها بر اینست که در زمین فساد بپا کنند و خدا مفسدین را دوست ندارد».

آیه پیش بینی می کند یهودیان تا روز قیامت با هم دشمنی خواهند داشت و همدیگر را مطلقاً ناخوش خواهند داشت. این آینده نگری تا امروز که درست درآمده است. یهودیان نیز مانند مسیحیان جریانات زیادی شده اند که از همدیگر مطلقاً ناخشنودند.

پیش بینی پیروزی محمد و پیوستن مردم به اسلام

«وقتی کمک خدا و پیروزی آمد ــ و مردم را دیدی که گروه گروه شتابان به دین خدا می پیوندند ــ خدای خود را بخاطر آن ستایش کن و از او (برای کسانیکه کوتاهی کردند) آمرزش بخواه که او در هر زمانی برگشت مردم را می پذیرد».

در سوره 3 نکته وجود دارد. یکی خبر دادن از پیروزی با حرف شرطِ «اذا» که بیانگر تحقق قطعی است. دیگری پیوستن گروه گروه مردم به اسلام است، و سومی حالت پیوستن مردم است که در معنی واژه افواج است. ( افواج جمع فـُوج است، و فـُوج به معنی: دسته و گروه و جریانی است که جریان وار و با شتاب بطرف کاری یا سمتی هجوم می برند).

پس از 21 سال مبارزه و رنج و تلاش و سختیهائی که محمد و گروندگانِ به وی تحمل کردند، بالاخره مسلمانان در سال هشتم مکه را فتح کردند و طلسم اختناق شکست، و پس از آن مردم گروه گروه (یعنی بصورت طائفه ای، قبیله ای و عشیره ای)، در اسرع وقت و شتابان به اسلام پیوستند. و هر 3 نکته آیه تحقق یافت.

روشن است که همه اسلام و قرآن در این سوره مایه گذاشته شده بوده است. اگر یکی از موارد آن تحقق نمی یافت معلوم می شد که قرآن حرف خدا نیست و قرآن و اسلام و محمد همه می سوختند. و روشن است که محمد مانند هر کس دیگری نمی دانست که آینده چه خواهد شد. و حتی از اینکه فردا در قید حیات خواهد بود یا نه نیز اطلاعی نداشت. و می دانست که گفتن این جملات در صورت تحقق نیافتن چه عواقبی برای او و دینش داشت. روشن است که این حرفها فقط می تواند حرف خدا باشد. و از جمله مسائل اینچنینی قرآن است که قرآن می گوید کسی نمی تواند مانند قرآن کتابی بنویسد.

پیش بینی عدم آرزوی مرگ توسط یهودیان

« بگو: ای کسانیکه یهودی هستید! اگر راست می گوئید که گمان دارید که "از میان مردم فقط شماها دوستان خدا هستید" بیدرنگ آرزوی مرگ کنید! ــ ولی به خاطر دلبستگی به کسب و کاری که دارند هرگز چنین آرزوئی را نخواهند کرد، و خدا البته انگیزه کسانیکه حرف مفت می زنند را می داند».

(ظلم در اصل بمعنی: سر جای خود نگذاشتن اشیاء و افراد است. و در معنی دوم خود از جمله به معنی: حرف بیجا و بیمورد و مفت زدن بکار رفته که اشاره ضمنی بوده به عدم جای خود قرار دادن مسائل. و «ظالم» که اسم فاعل از از مصدر ظلم است از جمله بمعنی: کسی است که حرف بیجا و بیمورد و مفت می زند. و در آیه با توجه به موضوع آیه به این معنی بکار گرفته شده است).

آیه پیش بینی می کند که یهودیان ضمن اینکه خود را دوستان خدا می پندارند هیچگاه آرزوی مرگ را نخواهند کرد. و منظور آیه اینست که از آنجا که دوستان خدا رستگار می شوند و در بهشت و رفاه و آسایش خواهند بود، بنابر این اگر کسی واقعاً خود را دوست خدا می داند منطقاً می بایست آرزوی مرگ کند. ولی یهودیان این کار را نمی کنند. و این پیش بینی قرآن تا امروز که درست درآمده است.

پیش بینی آینده دشمنان پیامبر

« دشمن تو که در اوج بی رحمی است در واقع خودش بی آینده است».

(شنئان بمعنی اوج دشمنی و بی رحمی و قساوت است. و شانئ بمعنی دشمنی است که در اوج خصومت و بی رحمی است).

دشمنان پیامبر به وی می گفتند که وی آینده ای ندارد. و آیه می گوید که آنها هر چند با یاران محمد در اوج بی رحمی برخورد می کنند و می کشند در واقع خودشان آینده ای ندارند. امروزه با گذشت 1400 سال می بینیم که مثلاً جریانی بنام جریان ابولهب وجود ندارد. همه آنها سوختند و از میان رفتند. و این پیش بینی قرآن درست درآمده است.

نظرات  (۱۱)

بسیارهم عالی ممنون
خوب
جالب نیست
فرعون خفن
کسی درمورد ساختن اوملت با سیب زمینی چیزی می داند؟
جالب
در مورد مساله قرآنی بیشتر صحبت شود.

واقعا جالب بود باعث شد ایمانم قوی شود.
اخه اون دوستی که در مورد عکس حیوانات صحبت کردن چه ربطی دارد؟
پیش بینی های قرآن واقعاعالیه
چغندر قند
عکس حیوانات عالیه فقط لطفا عکس های پرنده زیاد بگذارید مثل قناری
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">